Showing posts with label عید نوروز در سریلانکا. Show all posts
Showing posts with label عید نوروز در سریلانکا. Show all posts

عید و تنهایی


¦ 0 نظر

سلام یه کسایی که وبلاگ منو میخونن یا بعدا خواهند خوند !
امروز میخوام از غربت براتون بگم . امروز میخوام از تنهایی براتون بگم و امروز میخوام حرف هایی براتون بزنم که شاید تلخ باشه !
میدونید ، حقیقت اینه که آدمها هیچ وقت قدر چیز هایی که دارند رو نمی دونند !
عجیبه که آدما همیشه حسرت چیزهایی رو میخورن که ندارند ! و عجیبه که باز بعدا حسرت چیزهایی رو که داشتن و از دست دادند میخورند !
من خودم همیشه دوست داشتم که درس بخوتم و پیشرفت کنم ولی واقعا مشکلات زیاد و عجیبی برام پیش اومد و نتونستم این کارو بکنم تمت حالا که دارم درس میخونم ، حسرت خونه و مامان و فامیل هامو میخورم .
از خورد و خوراک افتادم و نمیتونم درست زندگی کنم . همش خوابم میاد و دوست دارم بخوابم .
حالا میفهمم که چقدر عاشق مامانم هستم و چقدر در کنارش بودن لذت داره .
میبینید ! همیشه همینه و ما آدما همیشه نا سپاس هستیم ! اما امیدوارم هر چه زودتر به ساحل آرامش برسم .

نوروز در سریلانکا


¦ 0 نظر


سلام دوستان
اول از همه میخوام عید باستانی نوروز رو به همتون تبریک بگم و آرزوی سالی خوب و خوش براتون داشته باشم
غربت هر چی نداشته باشه یک حسن داره و اونم اینه که اینجا قدر خانواده رو میدونی .
اونم خانواده ای بزرگ مثل خانواده من که همه با هم هستند و در گروه های بیش از 20 نفری به عید دیدنی و دید و بازدید میرند !
من با همه تلاشی که کردم نتونستم ایرانی تو این مملکت پیدا کنم در نتیجه باید عید رو تنهایی سر کنم .
از همین الان هم عید رو بهتون تبریک میگم .
امیدوارم که با خانواده های مهربونتون عید رو به غایت خوش بگزرونید و جای ما رو هم خالی کنید !

نوروزتان پیروز

چند بیت شعر از حافظ، تقدیم به همه دوستان:

ز کوی يار می آيد نسيم باد نورزی
از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بياموزی